روانشناسی اجتماعی و آسیب شناسی جامعه
1-«روانشناسی اجتماعی» حد فاصل روانشناسی و جامعه شناسی است و به توصیف و تبیین «خود» در تعامل با «دیگران» می پردازد. از این منظر خود، زاده ی تعامل است و البته متقابلاً همین خود بر تعاملات نیز موثر واقع می شود. در واقع روانشناسی اجتماعی تلاشی است برای فهم و تبین این مطلب که افکار، احساسات یا رفتار افراد چگونه تحت تأثیر حضور واقعی، تصویری یا تلویحی دیگران قرار می گیرد (گوردون آلپورت)
از دید دکتر کاتوزیان خلق و خوی افراد معمولا به دو عامل اساسی وابسته است: روان شناسی شخصی افراد و موقعیت اجتماعی آنان، و روانشناسی اجتماعی است که این دو عامل را به هم ربط میدهد. هر جامعه ای روانشناسی متعلق به خودش را دارد، چیزی که فراتر از ویژگیهای جامعهشناسی صرف و روانشناسی فردی مخصوص به آن جامعه است، یعنی عادات روانی و اجتماعی ای که رفتار افراد را شکل می دهد.
2- دکتر کاتوزیان ویژگی های اصلی جامعه ی ایران را در چارچوب روانشناسی اجتماعی، خصوصیاتی چون استبدادی بودن، کوتاه مدت بودن ، هرج و مرجطلب بودن و نیز سیاه و سفید دیدن یا افراط و تفریط می دانند و ریشه ی این رفتارها را در حس نا امنی و غیر قابل پیش بینی بودن زندگی ایرانی و در واقع عدم امنیت(روانی و اجتماعی) می بینند.
مصطفی ملکیان هم دلایل عقب ماندگی ما ایرانیها را ذیل این بیست عنوان بر می شمارند: ۱.پيشداوري، 2. دگماتيسم وجمود، 3. خرافهپرستي، 4. بهادادن به داوريهاي ديگران نسبت به خود، 5. همرنگي با جماعت، 6. تلقينپذيري، 7. القاپذيري، 8. تقليد، 9. تعبد، 10. شخصيتپرستي، 11. تعصب، 12. اعتقاد به برگزيدگي، 13. تجربه نيندوختن از گذشته، 14. جدي نگرفتن زندگي، 15. ديدگاه مبتذل نسبت به كار، 16. قائل نبودن به رياضت، 17. از دست رفتن قوه تميز بين خوشايند و مصلحت، 18. زيادهگويي، 19. زبان پريشي، 20. ظاهرنگري:آسیب شناسی فرهنگ جامعه یا علل عقب ماندگی ایرانیان
3-سوال همیشگی: حالا این منبر رفتن برای چی بود؟ برای این بود که ما گیلک ها هم بواسطه ی تجربیات مشترک فراوان با سایر ایرانیها در بسیاری از ضعف و قوت ها و دردها شریک هستیم و باز به واسطه ی برخی تجربیات تاریخی و جغرافیای متفاوتمان، تفاوتهایی با سایر ایرانیها داریم و باید بجای افتخارکردن های متعصبانه و بی دلیل و یا تسلیم دیدگاههای منحوس و ارتجاعی و تبعیض آمیز قدرت و مرکز شدن؛ خودمان واقع بینانه به خودمان نگاه کنیم و به آسیب شناسی خلق و خو و فرهنگ خودمان بپردازیم. به جای مجیز گویی از خودمان (اخلاق مشترک ایرانی)، داشته ها و ثروت ها ونقاط قوت خود را ببینیم که به آن تکیه کنیم و نقاط ضعف خود را بفهمیم که دوباره ضربه نخوریم.
4-مثلاً به نظر من یک نقطه ی مثبت خلق و خوی گیلک ها، نترسیدن از «دیگری» و احترام به او و وحشت نداشتن از تجدد و امر غریب، بوده و هست. اما از همین زاویه هم ضربه خوردیم یعنی زیادی غریبه پرستیم و گاهی بخاطر دیگری به خود ضربه می زنیم. و یا نکته ی مثبت دیگر ما خاکی بودن، شبیه و نزدیک به طبیعتمان بودن، تحمل و مدارای بیشتر داشتن (البته فقط نسبت به دیگران!) است و نقطه ضعف دیگرمان هم عدم اتحاد و بدبینی بی دلیل نسبت به خودمان هست. درک و تعریفی هم که اغلب از خودمان داریم آلوده از درک و رفتار قدرت و مرکز است و...
اگر خواهان تغییریم، این تغییر رو باید در خودمان جستجو کنیم، تغییر در نگاه و رفتار با خودمان. ما نیاز داریم که خود را واضح تر ببینیم و دلایل ضعف ها و شکست های خودمان را پیدا کنیم فقط برای اینکه می خواهیم بهتر زندگی کنیم و اصیل تر با خود و دیگران رفتار کنیم و جهانی بهتر داشته باشیم.
پ.ن: من از دوستام دعوت می کنم به این موضوع فکر کنند و اگر می تونند این بحث رو از دیدگاه خودشون ادامه بدن (خرد جمعی)
درختی را در باغ اره میکنند، درختان دیگر آنقدر ساکتند، که انگار برای اره شدن نوبت گرفته اند.